تبليغاتX
شعر و ادبیات

شعر و ادبیات
تقدیم به اساتید بزرگوارم،دبیران و دانش آموزان عزیز


موضوعات مرتبط: عکس
[ پنجشنبه 1390/12/11 ] [ 23:44 ] [ کریم زاده ] [ ]

راه جذب دیگران دوست داشتن خویشتن است. افراد جذاب به قضاوت در مورد خود و دیگران نمی اندیشند. آنها نشانه های عشق را در میابند. در مورد عشق می اندیشند و با هر عملشان عشقشان را بیان میکنند. دیپاک چوپرا

این یک واقعیت است که ما میخواهیم مردم دوستمان داشته باشند و وقتی میگوییم اهمیتی ندارد که مردم در موردمان چه فکر میکنند حقیقت را نگفته ایم.

همه ما آرزو داریم که دوستمان بدارند، به ما احترام بگذارند و به دید مثبت در ما بنگرند . تعاملات انسانی ما برای ایجاد احساس خوب بودن، عزت نفس و شادی حیاتی هستند.

هر یک از ما که تلاش کرده در نظر همه جذاب و دوست داشتنی باشد سرانجام به این نتیجه رسیده که این تلاشی خسته کننده و بیهوده است.

غیر ممکن است که دیگران را مجبور به دوست داشتنتان کنید زیرا حتی اگر موفق هم بشوید سرانجام در این روند خودتان را گم میکنید.

وقتی شما سعی میکنید آنچه باشید که دیگران میخواهند و یا برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران نقش بازی کنید معمولا کسانی که آرزو میکنید جذب شما شوند از شما دور میشوند زیرا نسبت به شما احساس بیگانگی میکنند.

راه جذب دیگران در این است که کاری انجام دهیم که واقعا سخت باشد و این نیازمند این است که در درجه اول خود را دوست داشته باشیم و به خود احترام بگذاریم.

تنها زمانی که ما خودمان را دوست داشتنی میدانیم و وجود، نیازها، عقاید، ارزش ها و ویژگی های شخصی واقعی خود را میپذیریم، به فرمول جذابیت دست یافته ایم.

اگرچه همه جذب صداقت شما نمیشوند اما آنهایی که به طرف شما جذب میشوند معمولا دارای هوش هیجانی بالا وافرادی رشد یافته و بالغ هستند که قدر روابط بی پیرایه و حقیقی را میدانند.

دوست داشتن خویشتن، اعتماد به نفس و صداقت کلیدهای اصلی جذابیت هستند. برای افزایش جذابیت و تبدیل وضعیت از"تلاش برای جذب افراد" به جذب خودکارافراد یک سری تغییرات و تدابیر ویژه وجود دارد که میتوانید اتخاذ کنید.

شما میتوانید از این 36 روش زیر برای جذابیت بیشتر خود استفاده کنید.

1. روش زندگی خودتان را داشته باشید. خود واقعی تان، فلسفه، ارزش ها و علائق تان را


موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 1391/02/27 ] [ 14:21 ] [ کریم زاده ] [ ]

فروزنده گفت: کارمندانی که آموزش ضمن خدمت را گذرانده و نمره ارزشیابی آنها بالا باشد، در ساز وکاری که وزارت علوم تعریف می کند در یک آزمون شرکت کرده و آموزش های آنها نیز مورد ارزیابی قرار می گیرد.

معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور گفت: با توافق وزارت علوم و این معاونت، کارمندان دولت با شرکت در آزمون هایی و گذراندن آموزش های ضمن خدمت مدرک علمی دریافت می کنند.

لطف الله فروزنده دهکردی در گفت وگوی اختصاصی با پایگاه اطلاع رسانی دولت درباره توافق معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور با وزارت علوم درباره اعطای مدرک علمی به کسانی که آموزش های ضمن خدمت می گذرانند، اظهار داشت: کارمندانی که آموزش ضمن خدمت را گذرانده و نمره ارزشیابی آنها بالا باشد، در ساز وکاری که وزارت علوم تعریف می کند در یک آزمون شرکت کرده و آموزش های آنها نیز مورد ارزیابی قرار می گیرد.

وی تصریح کرد: همچنین تجربه اداری آنها نیز در قالب یک پروژه علمی تنظیم شده و مورد ارزیابی قرار می گیرد.

فروزنده در ادامه اظهار داشت: اگر آموزش های ضمن خدمت کارمندان کاربردی، طبق نیاز نظام اداری و در جهت مهارت، دانش و بینش باشد، وزارت علوم با امتحان علمی، مدرک دانشگاهی اعطا می کند.

معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور، افزود: مدرک این دسته از کارکنان دولت علاوه بر این که مدرک استخدامی است، مدرک علمی نیز محسوب خواهد شد و این باعث می شود تا آموزش های ضمن خدمت هویت واقعی خود را پیدا کند و همچنین لازم نباشد که کارمند برای کسب درجات علمی دانشگاهی وارد دانشگاه شود. از این مسیر هم می تواند مدرک علمی دریافت کند.

وی خاطر نشان کرد: خوشبختانه این موافقتنامه با وزارت علوم انجام شده و قرار بر این است که از طریق دانشگاه پیام نور این موضوع انجام شود.

http://andishgah1.blogfa.com/


موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی
[ دوشنبه 1391/02/25 ] [ 17:50 ] [ کریم زاده ] [ ]

 

 

 وقتی به یک درجه بالا از موفقیت و خوشبختی می‌رسید، متوجه می‌شوید که خیلی از کسانی که قبلاً دوست، همکار یا شریکتان بودند، الان به دیوهای حسادت در اطرافتان تبدیل شده‌اند.

 ازآنجا که حسادت یک اتفاق میان فردی متداول است، کنار آمدن با افراد حسود یکی از مهمترین‌ مهارت‌هایی است که باید یاد بگیرید. اولین چیزی که باید با آن آشنا شوید تکنیک نیست بلکه فلسفه بنیادی کنار آمدن با اینگونه افراد است که در این مقاله به آن می‌پردازیم.

 بررسی واقعیت

 قبل از اینکه درمورد افراد حسود فکر کنید به این سوال پاسخ دهید: آیا این افراد واقعاً به شما حسادت می‌کنند؟ یکی از چیزهایی که در ما با آن برخورد کرده‌ایم این است که در بسیاری از موارد، حسادت یک تشخیص اشتباه است.

 جریان واقعی این است که فرد تصور بهتری از مهارت‌ها یا موفقیت خود دارد به همین دلیل دچار غرور می‌شود و انتظار برخورد خاص از دیگران دارد. وقتی این برخورد خاص صورت نمی‌گیرد، فرد به اشتباه تصور می‌کند که دیگران به او حسادت می‌کنند.

 یک نمونه برایتان ذکر می‌کنیم: یک فرد در قسمت کارگزینی باور دارد بهترین فرد متخصص این قسمت  است و باید مهمترین پروژه‌های کارگزینی را به او بدهند اما مدیر به درستی باور دارد که این فرد بهترین نیست و به همین دلیل پروژه‌های معمولی به او می‌دهد. به این ترتیب، او تصور می‌کند که مدیر به او حسادت می‌کند.

 به همین دلیل خوب است چشمانتان را باز کنید و ببینید واقعاً چه اتفاقی می‌افتد و بعد تصمیم بگیرید که آیا آن فرد واقعاً به شما حسادت می‌کند و یا این فقط یک سوءتعبیر از جانب شماست.

 قرار دادن فرد حسود در یکی از دو جعبه

اگر نتیجه گرفتید که با یک مورد حسادت واقعی سروکار دارید، دومین کاری که توصیه می‌کنیم این است که به قدرت واقعی آنها برای گذاشتن تاثیر منفی بر شما فکر کنید. بر این اساس، این افراد را در یکی از این دو جعبه قرار دهید:

 1. جعبه بی‌آزارها. اینها افرادی هستند که به جز کمی مسخره کردن شما و دوست نداشتنتان قدرت کافی برای آسیب رساندن به شما را ندارند.

 2. جعبه تهدیدهای احتمالی. اینها افرادی هستند که قدرت لازم را دارند که به یک جنبه از زندگی شما صدمه بزنند مثل یکی از همکارانتان که به شدت مورد اعتماد کلیه مدیران سطح بالااست.

 نادیده بگیرید

 افرادیکه در جعبه اول قرار گرفته‌اند کسانی هستند که باید نادیده‌شان بگیرید. مسخره‌کردن‌ها و نظرات حسودانه را از یک گوش گرفته و از گوش دیگر بیرون کنید. آنها هیچ آسیب جدی به شما نمی‌توانند بزنند و اگر ببینند حرف‌هایشان تاثیری روی شما ندارد، مطمئناً عقب می‌کشند و در خفا به متنفر بودن از شما ادامه می‌دهند.

با دفاع کردن از خودتان در حضور آنها یا اینکه خودتان هم خشمگین شوید، بیشتر از آنچه لیاقتشان است به آنها اهمیت می‌دهید. خیلی از آنها واقعاً امیدوارند چنین چیزی اتفاق بیفتد و بتوانند شما را عصبانی کنند.

وارد عمل شوید

کسانیکه در جعبه دوم قرار گرفته‌اند داستان متفاوتی دارند. ازآنجا که این افراد می‌توانند به زندگی و کار شما ضربه بزنند باید به محض مشاهده نظرات و رفتارهای حسودانه آنها، کاری بکنید.

اولین رویکردی که توصیه می‌کنیم حرف زدن به آنهاست. نظراتتان را صادقانه به آنها مطرح کنید و نظر آنها را هم بخواهید. اگر مهارت ارتباطی شما به اندازه کافی خوب باشد، موثر خواهد بود و خواهید توانست او را قانع کنید.

اگر این رویکرد موثر نبود، زمان آن رسیده که یکی از محبوب‌ترین مهارت‌های اجتماعیتان را وارد عمل کنید: قطع قدرت این فرد بر خودتان. این یعنی باید محیطتان و دینامیک‌های ارتباطیتان را تغییر دهید تا آن فرد حسود دیگری سلطه‌ای بر شما نداشته باشد.

فردی را می‌شناختم که یک مدیر بسیار حسود داشت و با دوست شدن با مدیر آن مدیر حسود و به دست آوردن اعتماد او، توانست بر آن فرد حسود غلبه کند. فرد دیگری که می‌شناختم از آن کار بیرون آمد و کار دیگری برای خود پیدا کرد. همیشه جایگزین‌هایی وجود دارد. فقط باید وارد عمل شوید.

افراد حسود می‌توانند واقعاً آزاردهنده باشند اما نباید این اجازه را به آنها بدهید. اگر بدانید چطور هوشمندانه با آنها برخورد کنید و اعتمادبه‌نفس و مهارت‌های اجتماعی لازم برای این کار را داشته باشید، می‌توانید خیلی راحت آنها را از سر راه پیشرفت خود بردارید.

 توجه: نظرات ارائه شده توسط کاربران صرفاً دیدگاه شخصی آنها می باشد

 منبع :  www.mardoman.net


موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی
[ دوشنبه 1391/02/25 ] [ 17:47 ] [ کریم زاده ] [ ]
تو ای جان ودل من ،هستی من
تو ای در شام غمها ، مستی من

تو ای بنشسته با خون در وجودم
تو ای امید و عشق و تار و پـــودم

تو در چشم منی ، هر جا که هستم
تو را هر جا که هستی ، می پرستم

شرابی ، شعر نابی ، هر چه هستی
مرا از هـر چه غــیر از خود گســستی

دل درد آشنا را در تو دیدم
تو میدانی خدا را در تودیدم

نمی دانم که بی تو کیستم من
اگر روزی نباشی نیستم من

دراین سینه دلی دیوانه دارم
چه گویم دشمنی در خانه دارم

مبادا لب نهاد بر جام دیگر
نشیند بر لبانش نام دیگر

من از این گفته ها می لرزم و باز
باو گویم که : ای با سینه دمساز

بجز من آرزویی در دلش نیست
بجز نقش محبت در گل اش نیست

بدلها گر وفا همچون سرابست
دل او در محبت یک کتابست

نگاهش با نگاهی آشنا نیست
به محراب دلش غیر از صفا نیست

ولی با این دل غافل چه سازم ؟
نمی گردد اگر عاقل چه سازم ؟

حسد با خون بود نقش وجودش
همین است ار بسوزی تار و پودش

اگر آسوده هم ماند که دل نیست
دل است این نازنینم سنگ و گل نیست
موضوعات مرتبط: شعر و ادبیات
[ یکشنبه 1391/02/24 ] [ 14:21 ] [ کریم زاده ] [ ]
ساحل چشم من از شوق به دریا زده است
چشم بسته به سرش،موج تماشا زده است

جمعه را سرمه کشیدیم ،مگر برگردی
با همان سیصد و فرسنگ نفر برگردی

زندگی نیست ،ممات است تو را کم دارد
دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد

از دل تنگ من ،آیا خبری هم داری؟
آشنا،پشت سرت مختصری هم داری؟

منتی بر سر ما هم بگذاری ، بد نیست
آه ،کم چشم به راهم بگذاری ،بد نیست

نکند منتظر مردن مایی ،آقا؟
منتظرهات بمیرند،میایی آقا؟

به نظر میرسد این فاصله ها کم شدنی ست
غیر ممکن تر از این خواسته ها هم شدنی ست

دارد از جاده صدای جرسی می آید
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

منجی ما به خداوند قسم آمدنی ست
یوسف گم شده، ای اهل حرم! آمدنی ست

التماس دعا!!!!

http://rahmat14.blogfa.com/


موضوعات مرتبط: شعر و ادبیات
[ شنبه 1391/02/23 ] [ 23:14 ] [ کریم زاده ] [ ]

سلامتیه پسری که پولهای مچاله شده شو آروم گذاشت جلوی فروشنده و گفت :
برا روز پدر یه کمر بند میخوام.
فروشنده گفت چه جنسی میخوای؟
پسر مکثی کرد و گفت:
فرقی نمیکنه.فقط دردش کم باشه ..........




سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نزاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره
.
.
.
سلامتی مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه . . .
.
.
.
به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست . . .
.
.
.
به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات
به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن . . .
.
.
.
سلامتی اونایی که
درد دل همه رو گوش میدن
اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن . . .
.
.
.
به سلامتی اون رفتگری که تو این هوا داره به عشق زن بچه اش
کوچه و خیابون رو جارو میزنه که یه لقمه نون حلال در بیاره . . .
.
.
.
به سلامتی اونهائی که دوست دارم رو درک می کنند
و اونو به حساب کمبودهات نمی ذارن . . .
.
.
.
به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه . . .
.
.
.
سلامتی مادر
که وقتی غذا سر سفره کم بیاد
اولین کسی که از اون غذا دوس نداره خودشه . . .
.
.
.
به سلامتی همه اونایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دایمیه!
.
.
.
به سلامتی اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند . . .
.
.
.
به سلامتی کسی که دید تو تاکسی بغلیش پول نداره
به راننده گفت :پول خورد ندارم مال همه رو حساب کن….!
.
.
.
به سلامتی بیل!
که هرچه ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه . . .
.
.
.
به سلامتی سیم خاردار!
که پشت و رو نداره
.
.
.
به سلامتی اونی که بی کسه، ولی ناکس نیست . .
.
.
.
به سلامتی حلقه های زنجیر
که زیر برف و بارون میمونن زنگ میزنن ولی هم دیگه رو ول نمیکنن . . .
.
.
.
به سلامتی همه ی اونایی که مارو همین جوری که هستیم دوس دارن . . .
.
.
.
بسلامتی اون دختری که حاضر زیر بارون خیس بشه ولی‌ سوار ماشین هیچ پسری نشه . . .
.
.
.
به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت :
اون رفیق منه
وقتی باختم گفت :
من رفیقتم . . .
.
.
.
به سلامتی کسی که بهش زنگ میزی…..خوابه
ولی واسه این که دلت رو نشکنه
میگه:خوب شد زنگ زدی….باید بیدار میشدم . . .
.
.
.
به سلامتی‌ اون بچه‌ای که شیمی‌ درمانی کرده همه ی موهاش ریخته
به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟
باباش میگه قربونت برم از همه اونا تو خوش تیپ تری . . .
.
.
.
.
به سلامتی همه اوونایی که
دلشون از یکی دیگه گرفته
ولی برای اینکه خودشون رو آروم کنن
میگن بخاطره غروب پاییزه . . .
.
.
.
بسلامتی با ارزش ترین پول دنیا “تومن”
چون هم تو هستی توش، هم من . . .
.
.
.
به سلامتی اونایی که اگه صد لایه ایزوگامشون
هم بکنن بازم معرفت ازشون چیکه میکنه . . .
.
.
.
سلامتی اونایی که دوسشون داریم و نمیفهمن !
آخرشم دق میدن مارو !
.
.
.
سلامتی همه کلاس اولی ها که تازه امسال یاد میگیرن سلامتی درسته نه صلامتی!
.
.
.
سلامتی پسر بچه های قدیم که پشت لبشونو با ذغال سیاه می کردن
که شبیه باباهاشون بشن
نه مثل جوونای امروز ابروهاشونو نازک می کنن که شبیه ماماناشون بشن !
.
.
.
به سلامتی مهره های تخته نرد که تا وقتی رفیقشون تو حبس حریف به احترامش بازی نمی کنن !.......به سلامتی کسیکه تو خیالمونه ولی بیخیالمونه...

.

.
.

به سلامتی دوست خوبی که

مثل خط سفید وسط جاده است,

تکه تکه میشه

ولی بازم پا به پات میاد
.

.

.
به سلامتی باغچه ای که خاکش منم گلش تویی و خارش هرچی نامرده
و در آخر به سلامتیه دوست نازنینی که گفت:
قبر منو خیلی بزرگ بسازین…. چون یه دنیا ارزو با خودم به گور میبرم !


موضوعات مرتبط: شعر و ادبیات
[ شنبه 1391/02/23 ] [ 1:58 ] [ کریم زاده ] [ ]
http://www.dl2.mobfa.org/spring90/dl/sms-tabrik-rooz-madar.jpg

میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل

صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر

را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم . . .


موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی
[ جمعه 1391/02/22 ] [ 22:43 ] [ کریم زاده ] [ ]
من نمی دانم
و همین درد مرا سخت می آزارد
که چرا انسان،
این دانا، این پیغمبر
در تکاپوهایش،
چیزی از معجزه آن سو تر
ره نبردست به اعجاز محبت،
چه دلیلی دارد؟
چه دلیلی دارد، که هنوز
مهربانی را نشناخته است؟
و نمی داند در یک لبخند
چه شگفتی هایی پنهان است!
من بر آنم که در این دنیا
خوب بودن به خدا، سهل ترین کار است
و نمی دانم،
که چرا انسان، تا این حد،
با خوبی بیگانه ست
و همین درد مرا سخت می آزارد.

موضوعات مرتبط: شعر و ادبیات
[ جمعه 1391/02/22 ] [ 15:5 ] [ کریم زاده ] [ ]

سلام خدای عزیز


ازکودکی تا کنون پدرومادرم مهر تورا دردلم شکوفا کرده اند


خدایا برای داشتن پدرومادرم توراسپاس میگویم



موضوعات مرتبط: شعر و ادبیات
[ جمعه 1391/02/22 ] [ 15:0 ] [ کریم زاده ] [ ]
 

وقتی که میگویند علی(ع) غریب بود
لعنت میکنیم مردمان آن زمان را
وقتی که میگویند حسین(ع) غریب بود
لعنت میکنیم مردمان آن زمان را
وای بروزی که بگویند مهدی(عج) غریب بود
لعنتمان میکنند مردمان آن زمان


موضوعات مرتبط: گلبرگ سخن
[ جمعه 1391/02/22 ] [ 14:59 ] [ کریم زاده ] [ ]
ای تو امان هر بلا ما همه در امان تو
جان همه خوش است در سایه لطف جان تو

شاه همه جهان تویی اصل همه کسان تویی
چونک تو هستی آن ما نیست غم از کسان تو

ابر غم تو ای قمر آمد دوش بر جگر
گفت مرا ز بام و در صد سقط از زبان تو

جست دلم ز قال او رفت بر خیال او
شاید ای نبات خو این همه در زمان تو

جان مرا در این جهان آتش توست در دهان
از هوس وصال تو وز طلب جهان تو

نیست مرا ز جسم و جان در ره عشق تو نشان
ز آنک نغول می‌روم در طلب نشان تو

بنده بدید جوهرت لنگ شده‌ست بر درت
مانده‌ام ای جواهری بر طرف دکان تو

شاد شود دل و جگر چون بگشایی آن کمر
بازگشا تو خوش قبا آن کمر از میان تو

تا نظری به جان کنی جان مرا چو کان کنی
در تبریز شمس دین نقد رسم به کان تو
موضوعات مرتبط: شعر و ادبیات
[ دوشنبه 1391/02/18 ] [ 22:26 ] [ کریم زاده ] [ ]

علامه طباطبایی می فرمود : چون به نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم گاهی به محضر  آیت الله قاضی شرفیاب می شدم.روزی در مدرسه ای ایستاده بودم مرحوم قاضی از آنجا عبور می کردند.چون به من رسیدند دست خود را روی شانه ی من گذاردند وگفتند : ای فرزندم! دنیا می خواهی نماز شب بخوان آخرت می خواهی نماز شب بخوان.

مهرتابان ص16

http://rahmat14.blogfa.com/


موضوعات مرتبط: اطلاعات عمومی
[ دوشنبه 1391/02/18 ] [ 22:24 ] [ کریم زاده ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

در این وبلاگ سعی خواهد شد مطالبی درباره ی شعر و ادبیات جهان و ایران و ادبیات محلی وهمچنین موضوعات جدید و جالب درج شود. تا خداوند چه خواهد!( نظرات شما هم برام جالبه! )
لینک دوستان
امکانات وب




Online User
ایران رمان